![]() |
![]() |
|
| متنوع در مورد برنامه های هنرمندان هفتشنبه --- مسائل دیگر فرهنگی، اجتماعی، ادبی -- گروه هفتایی ها |
|
اشکای من گوله گوله، میچکن رو ماهیتابه
همه دود میشن، میسوزن، شام من گریه کبابه اصلا دوست نداشتم پست ِ جدیدی بذارم، و نه حال و حسش بود و نه... ولی بد ندیدم، چند خطی بنویسم، چند دهان ترانه بخوانم، چند غزل گریه و ... اصلا نه! بیا چند دانه عکس ببینیم! دلش رو داری؟ طعم ِ خیس ِ اندوهُ اتفاق ِ افتاده... یه "آه، خداحافظ!" یه فاجعه ی ساده! شکل ِ کدوم حقیقته، چهره ی بی نقاب ِ ما؟ به چی مینازیم؟ چی داریم ؟ چی نداریم؟ اون پاییز ِ لعنتی کی از راه میرسه بشنیم آخر خطش ، جوجه هامو بشمارم حال ِ خوبم را ببین! که ما را دگر از طعنه ی دشمن، گِله نیست!! وقتی عکاس باشی، زور میزنه که من بخندم و نمیخندم وقتی من خط میکشم رو دفترم میگم نمی خوام بنویسم: "بابا آب داد" وقتی من زل میزنم به عکس ِ تو ، میگم کاش اینجا بودی وقتی من ..... نمیدونم که کی، که کی باید واست بنویسم: "" نازنینم خیر ِ مقدم!"" وقتی اینجا مادربزرگ، عینکش را هی گم می کند و به من گیر میدهد اینجا وقتی سمفونی ِ خمپاره و رگبار و آژیر، هم صدای ِ اذان میشود... تو به خودت مشغول باش، به بوی گندم.. کارت نباشد، باکت نباشد، که آری! شاعرانی هستند که هیچ کاره اند و میمیرند... بچه های فردا پیش پیش، طعم ِ آزادی مبارکتان باد... حالا چند دانه عکس میشود دید؟!
بقیه ی عکس ها رو میخواید ببنید؟ کلیک کنید (لینک را ببیند و بخوانید.) ای کاش کلاسمان آتش نمی گرفت ای کاش تو عاشق تر بودی، ای کاش من، من نبودم ای کاش اینجا ایران نبود یا کاش اینجا رنگ و بوی تو را نداشت... من کاری ندارم به بچه های شنگولی که میگن: "یک دو سه حالا همه بی خیال ِ غصه!" به کسی بر نخوره، به کسی بر نخوره من یکی، حنجره مو می بندم، این همه حنجره ی باز بسه! من به قاب ِ آینه می خندم! (مجید) اگه كنسل شه پروازت، اگه گم شه بليطت يادم باشه روآينه بنويسم پنجره ها رو يه دسته ياس پرپر ميكنم تو بهت دهليز يه اركستر سمفوني موسيقي از آرشيو خاموش اگه كنسل شه پروازت، اگه گم شه بليطت من از تابستون خوش لهجه ي تكرار اسمت بگم جيرجيركا وقتي كه بر ميگردي از راه اگه كنسل شه پروازت، اگه گم شه بليطت بايد كاري كنم يه خورده عاشق تر شه دنيا تو هير و وير پرداختن به رنگ و روي لبخند روآفيش تحصن، روي احضاريه، روي من اگه كنسل شه پروازت، اگه گم شه بليطت (ایرج جنتی عطائی) |
|
+ نوشته شده در
87/02/24ساعت توسط مجید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام حضرت عشق
فکر میکنم دلم میخواهد! تو چی فکر میکنی؟... عاشق نبودی تو، من عاشقت بودم... اینجا سرابه یا دریا اینجا تویی یا مهتاب ستاره ها کدومن.... خدایا من در کلبه حقیرانه خود، چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری،،، من همچون تویی دارم و تو چون خود نداری من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند! نه نه این قرارمون.......بود یا نبود؟؟؟ شکر تلخ است و شیرین نمیشه،،گلستان بی رخ نسرین نمیشه توبه نمیکند اثر، مرگ مگر اثر کند... توسنی کردم، ندانستم همی.... من هنوزم سبز سبزم، ریشه دارم، یکی از پاپتیاتم خیس آواز کبوتر...... عشق اینجاست، تو کجایی؟؟؟ فرصت بدین عاشقیمو، خدمتتون عرض کنم، واسه فرار از خودم، دو پا دارم، دو پا دیگه قرض کنم ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد..... عشق است و آتش و خون.....داغ است و درد دوری... از بازیای روزگار....فرهاد ِ تو بی تیشه شد پنجره ی شکسته مون ..... چند روزیه که شیشه شد... |
| پیوندهای روزانه |
|
جناب حلاج پاپتی بهاره مکرم چشمهای نادیده علیرضا غزوه بابک صحرایی ترانه مکرم کافه سیاست حسین پناهی یغما گلرویی کافه ترانه آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
مجید امیر منوچهری مریم جلینی |
|
RSS
|